تماس با ما درباره ما
کد خبر: 1239

کارگردان برنامه «مکث»:امیدوارم تقلید در برنامه‌های اجتماعی از بین برود

سینماآنلاین:کارگردان برنامه «مکث» معتقد است:امیدوارم تقلید در برنامه‌های اجتماعی از بین برود و صرفا تعریف کردن یک ماجرا نباشد و مفهوم و منظوری داشته باشند و به مرور تغییری در فضای جامعه ایجاد کند. به این دقت کنیم که پشت این برنامه‌ها نگاهی جامعه‌شناختی و روانشناختی وجود داشته باشد و صرفا به معنی پر کردن وقت تلویزیون نباشد.

 دوست داریم در «مکث» به جای هیاهو نگاه آدم‌ها را عوض کنیم

سینماآنلاین_پرستو خلعتبری:ویژه‌برنامه «مکث» به تهیه‌کنندگی جواد فرحانی و کارگردانی مریم نوابی‌نژاد یکی از برنامه‌هایی است که با ساختاری متفاوت و حال و هوایی دیگر برای ماه محرم و صفر روی آنتن شبکه دو سیما می‌رود. این برنامه در قالب گفت‌وگومحور با میزبانی بازیگران چهره‌های سرشناس به عنوان میزبان و مردم به عنوان مهمان، داستان‌هایی اجتماعی را روایت می‌کند. برنامه «مکث» پیش از این در ماه مبارک رمضان  پخش می‌شد و تجربه موفقی را پشت سر گذاشته است. در واقع «مکث» در سری جدید میزبان افرادی است که در مقطعی از زندگی دچار مشکلات و سختی‌هایی شدند که با توسل به ائمه اطهار (ع) به ویژه امام حسین (ع) توانسته‌اند با امید و سربلندی از این بحران عبور کنند و این تجربه خود را با حضور در برنامه با بینندگان  به اشتراک می‌گذارند. به همین بهانه گفت‌گوی با مریم نوابی‌نژاد؛ کارگردان این برنامه داشتیم که در ادامه می‌خوانید.

برنامه «مکث» در ماه محرم چه تفاوت‌هایی با برنامه‌ای که در ماه رمضان پخش شد داشت؟

در ماه رمضان همه شبکه‌ها ویژه برنامه افطار می‌خواهند. زمانی که به ما پیشنهاد دادند که برای افطار برنامه بسازیم، فکر کردیم که چه کاری انجام بدهیم که متفاوت از سال قبل باشد و دیدیم که امسال داستان‌های کرونایی پررنگ‌تر هستند و می‌شود از میان‌ آن‌ها به مواردی توجه کرد که قبل از کرونا هم در قرنطینه بودند مانند جانبازان شیمیایی، بچه‌های ای‌بی و انسان‌هایی که به دلیل شرایطشان ناچارند در انزوا باشند اما ما درکشان نمی‌کردیم. فکر کردیم که به خاطر شرایط کرونا بتوان آن‌ها را بهتر درک کرد. برنامه علی‌رغم اینکه ما هزینه زیادی هم صرف تبلیغات نکردیم اما مورد استقبال قرار گرفت. به خصوص بازخوردی که از مهمانان و میزبانان گرفتیم خیلی خوب بود.

به ما پیشنهاد شد که برای ماه محرم هم «مکث» را ادامه بدهیم. دلیل اینکه چرا این برنامه ادامه پیدا می‌کند این است که قصه‌های اجتماعی ادامه‌ پیدا می‌کنند. خط پایانی نیست که مثلا بگوییم ما یک بار از اوتیسم گفتیم و دیگر حرفی باقی نمانده است. تا بشر هست و زندگی می‌کند، قصه‌های اجتماعی باید گفته شوند؛ البته نه اینکه فقط این قصه‌ها را مطرح شوند و جنبه سرگرمی داشته باشد بلکه نگاهی جامعه‌شناختی و روانشناسی هم پشت آن‌ها باشد. درواقع ببنیم که برای این قشر یا افرادی که قصه آن‌ها روایت می‌شود چه کاری می‌توان انجام داد برای اینکه حال و روز جامعه بهتر باشد.

گاهی ممکن است چیزی که امروز روایت می‌کنیم، یک ماه دیگر به شکل دیگری باشد. مثلا ما از کارگر معدنی بگوییم که با ماسک و شرایط سخت کار می‌کند اما چند وقت بعد قانونی تصویب شود و شرایط آن‌ها تغییر کند. به همین جهت برنامه‌ها باید بروز باشند و نمی‌توان یک حکم کلی داد و گفت ما در ۳۰ شب حرف زدیم و دیگر چیزی برای گفتن نیست. درنتیجه فکر کردیم همچنان حرف برای گفتن داریم و می‌توانم به جرئت بگویم که در موضوعات بسیاری از کوره‌های آجرپزی، کودکان کار و غیره ورود کردیم.

برنامه «مکث» مدت طولانی روی آنتن بوده و داستان‌های اجتماعی بسیاری را روایت کرده است. آیا تا کنون توانسته جریان‌سازی کند و باعث اتفاق و اصلاحی بشود؟

ما نگاه مردم را به یکسری از اتفاقات تغییر می‌دهیم. این تغییر شور جمعی نمی‌خواهد بلکه به شعور جمعی نیاز دارد و چیزی است که باید ذره ذره کاشته شود. حال مهمانان بعد برنامه بهتر می‌شود اما چیزی که ما می‌خواهیم فقط عوض شدن حال یک نفر نیست. نمی‌خواهیم مانند چیزی که در چند سال اخیر در رسانه باب شده است به داستان نگاه کنیم و مثلا ۵۰ میلیون برای یک فرد معلول جمع کنیم و مشکلش حل بشود هرچند اتفاقاتی از این دست هم در برنامه می‌افتد اما هدف ما این است که نگاه جمعی را به این افراد تغییر بدهیم. اگر معلولمان برای رفت و آمد مشکل دارد ببنیم که آیا می‌توانیم با برنامه و پیگیری‌های بعد از آن از شهرداری مطالبه‌گری کنیم؟ می‌خواهیم تمرکزمان را از روی تک آدم‌ها برداریم چون اتفاقات اجتماعی اگر گسترده دیده نشوند، دردی دوا نمی‌شود. اگر نگاهمان به زنی که در لباس مردانه کار می‌کند تا هزینه فرزندانش را تامین کند، تغییر نکند آن زن هیچ گاه نمی‌تواند به ماهیت خود بازگردد.‌ چون از ترس آدم‌های اطرافش ظاهرش را تغییر داده است. ترجیح می‌دهیم به جای هیاهو نگاه آدم‌ها را عوض کنیم.

تا به امروز هم جواب گرفته‌ایم. مثلا ما در هر سری از برنامه موضوع پیوند اعضا را داشتیم. دکتر مهدوی از پزشکان بیمارستان رجایی چند بار با من تماس گرفت و گفت چند مورد اهدا عضو داشتند که به دلیل تاثیری بوده که از برنامه ما گرفته‌اند.

دسته‌ای از مردم که تلویزیون نمی‌بینند و تکلیفشان معلوم است، دسته‌ای هم که با هدف سرگرمی نگاه می‌کنند اما عده‌ای که مکث می‌کنند روی برنامه‌ای و با دقت تماشا می‌کنند جامعه هدف ما هستند.

دوست برنامه‌سازی به من گفت درصد بیننده برنامه شما کم است اما من جواب دادم که من این درصد کم را به انبوهی که برنامه شما را تماشا می‌کنند، ترجیح می‌دهم.‌ چون کسی که روی برنامه مکث کرده، دغدغه‌مند است و من به دنبال همین مخاطب هستم‌.

1399022712050188020413684

در آینده قرار است چه تغییرات فرمی و ساختاری در برنامه داشته باشید که به تکرار نیافتد و بیننده از لحاظ بصری خسته نشود؟

ما در ابتدا به دنبال فرم دیگری بودیم و برنامه‌ای به نام «محاکات» را برای شبکه دو سیما به تصویب رسانده بودیم که تمام کارهای آن هم انجام شده بود. قرار بود فرم قصه‌گویی اجتماعی به منظور مطالبه‌گری را تغییر بدهیم تا هم برای مردم جذابیت بیشتری داشته باشد و هم در روایت‌ها کارگردانی بیشتری انجام شود. این برنامه داستان جالب و جذابی دارد و من تک تک برنامه‌ریزی کرده‌ام که از کجا به کجا قرار است برسیم و چه اتفاقاتی قرار است، بیافتد. این برنامه نیازمند حضور جمعیت بود و کرونا شروع شد و دیدیم که فایده‌ای ندارد که یک‌بار با تماشاچی بگیریم و یک‌بار بدون آن‌ها یا یکی درمیان بنشینند، پس تصمیم گرفتیم کار را متوقف کنیم تا یا تکلیف کرونا مشخص شود یا ما به استانداردهایی برای حضور تماشاگر برسیم. در این فاصله ساخت برنامه‌ای برای ماه رمضان به ما پیشنهاد شد. در «مکث» هم به قالب و فرم جدیدی رسیدیم در ماه رمضان به این شکل بود که مثلا یک‌شنبه با لاله صبوری اجرا می‌شد و روز بعد با شخص دیگری اما در این سری مجری‌های هفتگی ثابتی داریم و مثلا پیام دهکردی یک هفته کامل را اجرا می‌کند. این یک هفته دمخور بودن با یک میزبان برنامه را متمرکز‌تر کرده است. داستان‌ها را از نقطه بزنگاه شروع می‌کنیم و سعی کردیم تغییراتی در اجرا داشته باشیم. در آیتم پایانی هم رسول نجفیان از انواع نوحه‌ها می‌گوید. پیام دهکردی هم با متنی که همسرش عارفه لک نوشته است به جمع‌بندی راجع به راجع به موضوع می‌رسد. تمام این‌ها در فرصت کمی که داشتیم انرژی زیادی از ما گرفت. ما روی قصه‌ها تامل می‌کنیم و به این دقت داریم که اگر قرار است این قصه‌ها را مثلا پیام دهکردی اجرا کند قرار است چه چیزی به آن‌ها اضافه کند یا مجری دیگر هم همینطور. انتخاب میزبان‌ها هم فکر شده بود.

آیا با استفاده از بازیگر به جای مجری این هدف را هم داشتید که گاهی بازی بگیرید از او به سمت فرم نمایشی بروید؟

این طرح من بود که هر شب یک بازیگر یا چهره اجرا کند و روبروی فردی بنشیند که با قصه او همخوانی‌هایی دارد. اگر مسعود کرامتی روبه‌روی زنی می‌نشیند که سرطان دارد، همسر خودش هم به این بیماری مبتلا بوده است. رسول نجفیان میزبان خانمی مبتلا به ام اس بود. این خانم همسر دوست رسول نجفیان بود و بیست سال بود که از هم خبر نداشتند. نجفیان که او را دید تعجب کرد و به او گفت من خجالت می‌کشیدم که به شما سر بزنم چون فکر می‌کردم ام اس شما را فلج کرده است و خانه‌نشین شده‌اید. بعد که داستان آن خانم را شنید حیرت می‌کرد از اینکه می‌توان با ام اس هم زندگی و فعالیت کرد. امیدبخشی در قالب داستانی از این دست بهتر اتفاق می‌افتد.

کدام یک از داستان‌هایی که تا امروز روایت‌ شده‌اند برای خودتان تاثیرگذارتر بوده است؟

نمی‌توانم به یکی اشاره کنم چندتایی بودند که خیلی دوستشان داشتم. در ماه رمضان چند داستان خیلی خوب داشتیم که یکی داستان آقای اصلاح‌چی بود که دو قتل عمد و غیرعمد داشت و بزرگ‌ترین قرآن دنیا را منبت‌کاری کرده بود و به همین دلیل بخشیده شده بود. این داستان تکان‌دهنده بود. مدل این خانواده، نوع روایتشان و کنار هم ماندن خیلی خوب بود. قصه‌ای که این هفته پخش می‌شود و ماجرای آدم‌هایی است که همه کاری برای زندگی کرده‌اند و فرزندانشان سر آن‌ها را کلاه گذاشته‌اند و حالا در کهریزک زندگی می‌کنند. نگاه دوباره این آدم‌ها به زندگی و اینکه داشتند در کهریزک مدل دیگری از زندگی را تجربه می‌کنند و رنجی که در چشمانشان بود را دوست داشتم. در یکی از داستان‌های اهدای عضو لاله صبوری با اینکه با فرم داستان‌های ما آشنا است اما حالش بد شد. من همه را با نیت می‌آورم و همه داستان‌ها را دوست دارد.

«مکث» تا کی روی آنتن است؟

تا آخر ماه صفر پخش داریم و بعد از آن اگر خدا بخواهد سراغ تولید «محاکات» می‌رویم. اگر نه هم که این قصه‌ها هیچ وقت تمام نمی‌شوند. آدم نمی‌تواند بگوید من دیگر حرفی در یک برنامه اجتماعی ندارم. مانند کسی است که دبیر سرویس اجتماعی مطبوعات است و بعد از مدتی بگوید می‌خواهم شغلم را عوض کنم چون حرفی ندارم.

در پایان اگر نکته‌ای باقی مانده است، بفرمایید.

امیدوارم تقلید در برنامه‌های اجتماعی از بین برود و صرفا تعریف کردن یک ماجرا نباشد و مفهوم و منظوری داشته باشند و به مرور تغییری در فضای جامعه ایجاد کند. به این دقت کنیم که پشت این برنامه‌ها نگاهی جامعه‌شناختی و روانشناختی وجود داشته باشد و صرفا به معنی پر کردن وقت تلویزیون نباشد.

 

ارسال نظر