تماس با ما درباره ما
کد خبر: 987

یادداشت پوریا ذوالفقاری | کرونا، اکران آنلاین و سینمای ایران

سینماآنلاین: سینمای ایران، سینمایی هراس‌زده است و این فقط تهیه‌کنندگانش نیستند که از هر فیلم‌نامه و ایده تازه‌ای می‌ترسند و سری دوزی تضمین شده را به خطر کردن ترجیح می‌دهند...

مرگ درمی‌زند!

سینمای ایران سینمایی هراس زده  است. فقط تهیه‌کنندگانش نیستند که از هر فیلم‌نامه و ایده تازه‌ای می‌ترسند و سری‌دوزی تضمین شده را به خطر کردن ترجیح می‌دهند. مدیران این سینما هم دل‌شان به همین سیاست‌ها و آداب همیشگی و ارقام به ظاهر فریبنده و در اصل نگران‌کننده خوش است. این روحیه گریزان از تجربه و دل داده به سنت‌هایی پوک و تمام شده، در ماجرای کرونا خود را بیش‌تر نشان داد.

تعطیلی سینماها و برگشتن نگاه‌ها به سمت اینترنت و طرح موضوع اکران آنلاین فرصتی مناسب بود برای زدن به دل تجربه‌ای و گشودن مسیری تازه و افزودن بر درآمد سینما و هموار کردن مسیری نو برای نمایش فیلم‌ها در سینمایی که همواره از بی‌تناسبی تعداد تولیداتش با ظرفیت اکران رنج می‌برد.

اکران آنلاین موهبتی بود که سینمای ایران به جای تلاش برای کشف امکاناتش، از همان نخستین روز به رویش شمشیر کشید و در کم‌ترین زمان این عرصه را تبدیل به انباری سینما کرد و با اکران فیلم‌هایی اکثراً ضعیف و یک شکل، حتی نگذاشت نطفه موفقیتی بسته شود.

هیچ‌کس نمی‌تواند بگوید اکران آنلاین در چه صورتی موفق می‌شد. تنها راه، آزمون و خطا و نمایش فیلم‌هایی متنوع بود. باید در کنار خروج (به عنوان یک بیگ پروداکشن در ابعاد سینمای ایران) و طلا (در مقام فیلمی اجتماعی) آثار متفاوت کمدی و فیلم‌های مستقل هم اکران می‌شدند تا سلیقه مخاطب این شکل اکران هم کشف شود. و باز بهتر بود از هر جریان آثاری شاخص نمایش داده شوند و حتی دولت پای ضررهای احتمالی این فیلم‌ها بایستد و با وعده جبران‌شان، اجازه جا افتادن فضای آنلاین را در نمایش فیلم‌ها بدهد. اما واقعیت این جاست که مدیران دنباله رو سینمادارانی شدند که برای بازگشایی سالن‌های شان شتاب داشتند و تصورشان این بود که با برگزاری اکران‌های مردمی و دعوت از چهره‌های فیلم‌ها می‌توانند آن طیفی از تماشاگران را که هرگز حاضر به دیدن این آثار در فضای آنلاین نمی‌شوند، به سینماها بکشانند. خب نتیجه این که سینماها گشوده شده و نتیجه مدنظر سینماداران به دست نیامد و فرصت کشف ظرفیت‌های اکران آنلاین هم از دست رفت.

در یک کلام باید گفت کرونا چند چیز را درمورد سینمای ایران ثابت کرد؛

نخست؛ تصمیم‌گیران اصلی سینما دیگر نه مدیران‌اند و نه حتی تهیه‌کنندگان. این سینماداران (و آن هم تعدادی از آن‌ها!) هستند که سیاست‌های کلان سینمای ایران را در هر موقعیتی تعریف می‌کنند.

دوم؛ سینمای ایران در یک دهه اخیر روز به روز بیش‌تر دولتی شده و به شکل مستقیم و غیرمستقیم از بودجه دولتی ارتزاق کرده است. در نتیجه وقتی دولت پول نداشته باشد، سینما در آستانه ورشکستگی قرار می‌گیرد.

سوم؛ سینمای ایران به لطف سانسور چیزی شده در حد تنقلات. در پی یک تحول سیاسی و اجتماعی یا اقتصادی، نخستین چیزی ست که مردم آن را از زندگی‌شان حذف می‌کنند.


پوریا ذوالفقاری

ارسال نظر