تماس با ما درباره ما
کد خبر: 386

حسرت روزگاران ازدست‌رفته

نگاه روز | ابراهیم عمران

حس زیستن در «سرکوب»

«سرکوب» به کارگردانی رضا گوران و تهیه‌کنندگی حبیب اسماعیلی و سرمایه‌گذاری محمدصادق رنجکشان، از جمله این فیلم‌هاست که تا پایان نمی‌توان دریافت گره اصلی آن در کجاست. سه دختر به‌واسطه مطلع شدن از فراموشی مادرشان به سراغ وی می‌آیند که در خانه متوجه حضور پرستاری می‌شوند و هر دختری که ورود پیدا می‌کند، سراغ پرویز پدرشان را می‌گیرد و از زبان پرستار می‌شنوند سه روز است که از خانه بیرون رفته و برنگشته است.

زاویه دید فیلمساز با طراحی صحنه نوستالژیک در خانه‌ای تقریباً بزرگ این حس را به مخاطب می‌دهد که باید در نگاه سه دختر و پسری که نامش ( خسرو) است، در جستجو و حسرت روزگاران ازدست‌رفته باشند. این دختران هر یک در سکانس‌هایی به‌طور انفرادی به مخاطب نشان می‌دهند از زندگی مناسبی برخوردار نیستند و مسبب این نداشتن زندگی روبه‌راه را فردی جز پرویز نمی‌دانند، پرویزی که هرچند هیچ تصویری از او نیست ولی تا پایان فیلم در هر سکانس با مخاطب در جنگ و جدال و گریز است.

بازی‌های حساب‌شده بازیگران به‌خصوص الهام کردا و رؤیا افشار و موسیقی بجا و دکوپاژ و میزانسن عالی، توانسته است "سرکوب" را به اثری درخور تبدیل کند. هرچند ارجاعات فرامتنی اثر می‌تواند این فیلم را چندلایه نشان دهد و هر برداشتی و تحلیلی از آن ارائه شود ولی کارگردان به‌خوبی توانسته است با "سرکوب" میل خویش و با پنهان‌کاری بسیار سخت از این گزاره سربلند بیرون آید، فیلمی که سختی سکانس‌هایش مشهود است و نگاه سخت‌تر بازیگرانش نیز گواه آن است که برداشتی فراتر از آنچه به تصویر درآمده، بر ذهن مخاطب ننشیند، چون اگر چنین شود، کلیت کار و تلاش این تیم به هدر می‌رود.

گونه‌ای که فیلم کار شده است هرچند نام اجتماعی بر پیشانی‌اش می‌خورد ولی در درونش می‌توان  ژانرهای گوناگونی تفسیر شود که همه سعی سازنده دوری جستن خودخواسته از آن بود، و گذشتن تمامی سکانس‌ها در خانه این پیام را می‌تواند داشته باشد که هر معنای متنی و فرامتنی اثر، فقط در این چارچوب اتفاق افتاده و سوق دادن آن به جغرافیای بیرون، معنایی ندارد.

ارسال نظر