تماس با ما درباره ما
کد خبر: 1334

سگ، استحاله رنجی معاصر

سینماآنلاین:استحاله، تجربه فرآیند دگردیسی در درون است که اثرش، جسم را تحت تأثیر مستقیم قرار می دهد. شاید به نوعی دیگر بتوان گفت استحاله، نوعی معامله روح است با موجودی دیگر برای دستیابی به هدفی معین. با توجه به این مقدمه کوتاه می توان تغییر ماهیت در مسیر انتقام را خط روایی فیلم کوتاه و قابل توجه حسام صالح بیگ با عنوان "سگ" دانست؛ فیلمی بی ادعا اما پر از جزئیات، دقیق و عمیق.

یادداشت حامد سلیمان‌زاده بر فیلم کوتاه «سگ»

به گزارش سینماآنلاین، حامد سلیمان‌زاده مدرس سینما و عضو فدراسیون بین المللی منتقدان فیلم جهان (فیپرشی) در یادداشتی نگاهی به فیلم کوتاه «سگ» به کارگردانی حسام صالح بیگ انداخته که برای انتشار آنرا در اختیار سینماآنلاین قرار داده است.

متن یادداشت حامد سلیمان‌زاده به شرح زیر است:

استحاله، تجربه فرآیند دگردیسی در درون است که اثرش، جسم را تحت تأثیر مستقیم قرار می دهد. شاید به نوعی دیگر بتوان گفت استحاله، نوعی معامله روح است با موجودی دیگر برای دستیابی به هدفی معین. با توجه به این مقدمه کوتاه می توان تغییر ماهیت در مسیر انتقام را خط روایی فیلم کوتاه و قابل توجه حسام صالح بیگ با عنوان "سگ" دانست؛ فیلمی بی ادعا اما پر از جزئیات، دقیق و عمیق.

نگاه کمینه گرا و موجز کارگردان به مسئله مهم تجاوز که امروز بیش از پیش مورد توجه اکثر فعالان مدنی جهان قرار گرفته، "سگ" را در زمره فیلم های کوتاه موفقی قرار می دهد که حامل دغدغه ای اجتماعی و تلخ است. فیلم با نمایی از یک بشقاب که در آن تکه گوشتی قرار گرفته آغاز شده و درکارکرد یک پرولوگ یا دیباچه روایی کلاسیک، پیوندی قدرتمند و تِماتیک با میانه و مؤخره فیلم برقرار می کند. تلاش آیدا برای به دندان کشیدن گوشت با ولعی پیدا و ناظر بودن الهام به عنوان دوستی همراه، در انتهای فیلم نیز تکرار می شود با این تفاوت که در آنجا، خانه اشکان به کله پزی، خود اشکان به گوشت و آیدا به سگی هار مستحیل شده اند.   

تکرار شکل مثلث که به تعبیر ژان پل سارتر- فیلسوف معاصر فرانسوی-، ناانسانی ترین حجم هندسی است در سیستم زیبایی شناختی شخصیت سازی و شخصیت پردازی فیلم، هر بار بر روی یک رأس چرخیده و در زمان مادی فیلم، ماجرا را متبحرانه پیش می برد. نهادِ آسیب دیده دختران فیلم و غریزه محور پسر فیلم از بُعد روانکاوانه، انگیزه کنش پایانی فیلمنامه را باورپذیر کرده و مخاطب را متأثر می کند.

هدایت و اجرای درست بازیگران، دکوپاژ استاندارد، انتخاب لوکیشن های فضاساز، استفاده هوشمند از صداگذاری، طراحی میزانسن های غیر کلیشه ای و ...، امتیاز عناصر سبکی فیلم را ارتقا بخشیده و نوید ورود یک فیلمساز مستعد و توانمند را به سینمای فیلم کوتاه ایران می دهد.

در انتها باید گفت همانطور که سگ از منظر علمی، زیرگونه اهلی گرگ هاست که به اقتضای شرایط، خوی وحشی گری اش باز می گردد، فیلم "سگ" نیز مصداقی مهم برای بازخوانی جمله معروف (انسان، گرگِ انسان است) از  تامس هابز – فیلسوف برجسته انگلیسی – است؛ انسانی که در طبیعت خویش و در شرایط اخلاق فروپاشیده و اجتماع سرگردان می تواند گرگی باشد برای انسان های دیگر و آنها را بدرد همچون نان و نمک!

ارسال نظر