تماس با ما درباره ما
کد خبر: 1300

سینمای سالم و نجیب ما روز به روز نحیف‌تر می‌شود...

سینماآنلاین: مهرداد اسکویی گفت: ما سینما را به ویرانه تبدیل می‌کنیم و انتظار داریم که ققنوس‌وار از ویرانه‌ها بیرون بیاید. ما باید سیاست‌گذاری‌های متفاوت فرهنگی داشته باشیم...

مهرداد اسکویی: سینما را به ویرانه تبدیل می‌کنیم و انتظار داریم که ققنوس‌وار بیرون بیاید!

سینماآنلاین- پرستو خلعتبری: صد و اندی سال از روزی که مردم ایران با پرده نقره‌ای و اعجاب‌انگیز سینما، آشنا شدند، می‌گذرد. سال‌هایی که هنر هفتم فراز و فرودهای بسیاری را تجربه کرد و چهره‌هایی چون ناصر تقوایی، بهرام بیضایی و غیره را به خود دید. در سال 1379 در چهارمین جشن بزرگ سینمای ایران و همزمان با بزرگداشت صدمین سال ورود سینما به ایران بود که 21 شهریور ماه به عنوان «روز ملی سینما» شناخته شد. امسال در حالی به 21 شهریورماه رسیدیم که در شرایط کرونایی و دغدغه جان، معیشت و زندگی، کالای فرهنگی را به گوشه‌ای رانده است و سالن‌های سینما بی‌رمق‌ترین روزهای خود را تجربه می‌کنند. به بهانه این روز پای گفت‌وگوی مهرداد اسکویی؛ کارگردان، عکاس، مستندساز و فعال فرهنگی نشستیم و او از روزهای درخشان سینما، دغدغه‌های امروز و آرزوهایش برای هنر هفتم گفت که در ادامه می‌خوانید.

مهرداد اسکویی؛ کارگردان و مستندساز در تشریح مشکلات فعلی سینما ضمن اشاره به گذشته درخشان آن، گفت: در سینمای بعد از انقلاب گروهی مانند؛ آقای شجاع‌نوری، بهشتی و دیگر دوستان سعی نمودند تا شرایطی را به وجود بیاورند که طیف مختلفی از سینماگران بتوانند با نگاهی متمایز، مطالبه متفاوتی از زبان سینما را به لحاظ فرهنگی و هنری ارائه کنند. این موضوع از انجمن سینمای جوانان، مرکز فیلمسازی باغ فردوس، پشتیبانی از کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و پشتیبانی از چهره‌هایی مانند عباس کیارستمی، ابراهیم فروزش و دیگران شروع شد و از این طریق توانستند سینمایی متفاوت را بنیان‌گذاری نموده و یا اگر نطفه آن در قبل از انقلاب شکل گرفته بود آن را پربارتر بکنند. در این سال‌ها این نگاه ادامه پیدا کرد و سینمای ایران همچون شعر ایران در دنیا شناخته شد و توانست تماشاگران را غافلگیر کرده و بر سینمای کشورهای دیگری مانند ترکیه تاثیر بگذارد.

*پول‌های زیادی وارد سینما شد که منشا آن نامشخص است

او افزود: من فکر می‌کنم در چند سال گذشته ما در ادامه این شرایط دچار نقصان شده‌ایم. بخش تجاری سینما قبل از انقلاب در حال قدرت گرفتن بود و پول‌هایی به این حوزه وارد می‌شد و سینما را از مسیر اخلاق خارج می‌کرد. من فکر می‌کنم در سال‌های اخیر هم برخی از فیلمسازان به‌نام و ارزشمند ما به قدری به سمت اقتصاد سینما حرکت کردند و به بازگرداندن پول فکر کردند که پول‌های زیادی وارد سینما شد که منشا آن نامشخص است. در مقابل این روزها صدای یک نوع از سینما که متفاوت بود و ایران را با آن می‌شناختند کمتر به گوش می‌رسد و در حال فراموش شدن است.

اسکویی اظهار داشت: من می‌خواهم در مورد سینمای سالم، متفاوت و نجیب ایران صحبت کنم که هرروز ضعیف و ضعیف‌تر می‌شود. امروز کمبود بودجه داریم، کشور در تحریم و شرایط اقتصادی برای کالاهای فرهنگی سخت‌تر از گذشته شده است و در این شرایط سینمای متفاوت ما کنار گذاشته می‌شود و بدون اینکه خودمان بخواهیم عرصه را به کسانی واگذار می‌کنیم که می‌خواهند با سینما تجارت کنند. من مشکلی با اقتصاد سینما ندارم بلاخره باید این چرخه بچرخد اما فکر می‌کنم اگر مسیر به این شکل ادامه پیدا کند ما جایگاهمان را در سینمای جهان از دست می‌دهیم. افراد بسیاری در عرصه سیاست‌گذاری فرهنگی، فیلمسازی و یا پشتیبانی از فیلمسازی برای این سینما زحمت کشیده‌اند. اگر سیاست‌گذاری‌ها به این شکل پیش برود، گام‌به‌گام به عرصه‌ای می‌رسیم که دیگر سینما را به عنوان یک ابزار فرهنگی-اخلاقی و سفیر فرهنگی کشور در اقصی نقاط دنیا نخواهیم داشت.

*امیدوارم وارد فضاهای بند تنبانی نشویم!

این کارگردان از آرزوی خود برای سینما گفت: آرزوی من این است که اقتصاد سینما با در نظر گرفتن معیارهای اخلاقی، انسانی و خلاقیت‌های بصری و ساختاری خوب بچرخد. امیدوارم وارد فضاهای بند تنبانی نشویم؛ یعنی فضاهایی که من خجالت بکشیم با خانواده به سینما برویم و آن‌ها را تماشا کنم. ممکن است به ظاهر رختخواب، زن برهنه و رقص نداشته باشیم اما ممکن است در کلام و بازی‌های کلامی فضای بدتر از آن را به وجود بیاوریم. من مشکلی با این قضیه ندارم در کشورهای دنیا هم این نوع سینما هست اما مسئله من این است که این دست فیلم‌ها با دسترسی مستقیم به بازار سرمایه، بخش فرهنگی و ارزشمند سینما را نابود خواهند کرد و بر همین اساس مجوزها به افرادی داده می‌شوند که خوب می‌رقصند و لودگی می‌کنند.

اسکویی بیان کرد: از این سینما مراقبت شده است تا به اینجا برسد وگرنه ما اوایل انقلاب و بعد از آن هم افرادی داشتیم که لودگی می‌کردند اما چندان به آن‌ها اجازه فعالیت نمی‌دادیم و نمی‌گذاشتیم هر فیلمی از هر جای دنیا وارد کشور بشود چون اعتقاد داشتیم چهارچوب‌ها باید حفظ بشوند. در این چهارچوب بود که طفل کوچک سینما توانست بالنده شود اگر به سمتی برویم که درها به سمت آن افراد باز بشوند و کمتر به سمت شعر و شعور و درک مخاطب ایرانی حرکت کنیم و بدون اینکه به مخاطب احترام بگذاریم چیزهایی تولید کنیم، به قبل از نقطه صفر باز خواهیم گشت. در آن شرایط دیگر کسی نمی‌تواند ادعای نجات‌بخشی داشته باشد.

*سینما را به ویرانه تبدیل می‌کنیم و انتظار داریم که ققنوس‌وار بیرون بیاید

او ادامه داد: در واقع ما سینما را به ویرانه تبدیل می‌کنیم و انتظار داریم که ققنوس‌وار از ویرانه‌ها بیرون بیاید. باید سیاست‌گذاری‌های متفاوت فرهنگی داشته باشیم. من چهار سال با بزرگانی مانند آقای سینایی، محمدرضا اصلانی و دیگر دوستان در فرهنگستان هنر ایران حضور داشتم و باهم همفکری می‌کردیم تا چه برنامه‌هایی را تعیین کنیم تا سینمای مستند ما هم بتواند گذشته تاریخی فرهنگی خود را ثبت کند و همچنین برای امروز و آینده برنامه داشته باشد.

*کوتوله‌ها میدان‌داری می‌کنند

او تاکید کرد: من امروز چندان شاهد ایده‌های متفاوت برای برای حمایت از سینمای ارزشمند ایران نیستم تا بتواند راهکاری برای نجات سینما نشان بدهد. من برای خودم هیچ آرزویی ندارم. آرزویم این است که این سینما باقی بماند و بتوانیم این شاخه زرین که توانسته است آبرو و احترام برای کشور به ارمغان بیاورد را برای مخاطبانی که دوست‌دار سینمای متفاوت هستند و آیندگان حفظ کنیم. اگر ما این را حفظ کنیم تمام بخش‌های فرهنگی و خبری کشور هم می‌توانند کار کنند؛ امروز صحبت از لباس و اندام و حرف‌های خاله زنکی است و کوتوله‌ها میدان‌داری می‌کنند. ما چه کرده‌ایم که به کوتوله‌های فرهنگی اجازه میدان‌داری داده‌ایم؟ چه کرده‌ایم که بازیگران درجه یک زن ما که در برابرشان سرخم می‌کردیم و فیلمسازان زن و مرد درجه یک ما دیگر تریبون ندارند یا نمی‌خواهند در این فضا صحبت کنند؟ در مقابل خبرهای بی‌ارزش فرهنگی فضا را گرفته‌اند. ما تبدیل به بیماران فرهنگی شده‌ایم که خودمان متوجه شرایطمان نیستیم. زمانی که این بیماری تمام بدن ما را تسخیر کند، دیگر نمی‌توانیم بگوییم که رگه طلایی فرهنگی و شاخه زرین سینمایی داشتیم. ما باید این شاخه را سفت بچسبیم و آن را بارورتر و قدرتمندتر کنیم. آرزو دارم که سینمای مهم و متفاوت ایران که آبروی ایران بود، تبدیل به افسانه نشود.

*تلویزیون بسیار جهت‌دار و محدود از برخی از فیلم‌های مستند حمایت می‌کند

کارگردان «سایه‌های بی‌خورشید» با اشاره به وضعیت سینمای مستند، توضیح داد: سرمایه‌گذاری در مورد سینمای مستند در همه جای دنیا توسط دولت، مراکز دولتی و سفارش دهنده‌هایی مانند تلویزیون صورت می‌گیرد اما این بخش در کشور ما ضعیف و ضعیف‌تر شده است. تلویزیون بسیار جهت‌دار و محدود از برخی از فیلم‌های مستند حمایت می‌کند. من فکر می‌کنم سینمای مستند ظرفیت‌های بسیار مهمی دارد. نمی‌دانم که چقدر بودجه برای سینمای مستند داریم اما باید بودجه ویژه‌ای را به این بخش اختصاص بدهیم. ما به لحاظ اقتصادی ضعیف شده‌ایم. مستند‌سازان فکر می‌کنند که بودجه‌ای بگیرند، کاری بسازند تا بتوانند زندگی خود را بچرخانند و این تولید ما را ضعیف می‌کند. در بسیاری از موارد خود مستندساز تهیه‌کننده می‌شود و به همین دلیل باروری سابق را نخواهد داشت. در عین حال با گران‌شدن تجهیزات مورد نیاز فیلمسازی و افزایش دستمزد عوامل دیگر نمی‌توان با بودجه‌ای که مثلاً دو سال پیش برای فیلمسازی اختصاص داده می‌شد، امسال فیلم خوب سال ساخت. به همین جهت شاهد این هستیم که فیلم‌های ما چه در ایران و چه در خارج از ایران تاثیرگذاری سابق را ندارند.

کارگردان «رویاهای دم صبح» افزود: فیلم‌هایی داریم که مثلاً مضمون انقلابی دارند و سرمایه‌گذاران دولتی از آنها حمایت می‌کنند اما فیلم‌هایی که مثلاً در مورد یک بنا و یا یک آیین و آداب و رسوم هستند یا به مسئله‌ای اجتماعی می‌پردازند، مورد حمایت قرار نمی‌گیرند و روی آن‌ها سرمایه‌گذاری نمی‌شود. محمدرضا اصلانی چند سال است که فیلم مستند نساخته؟ چهره‌های مطرح این عرصه خود را کنار کشیده‌اند. ما باید از این چهره‌ها بخواهیم که فیلم بسازند؛ مگر چند مستندساز مطرح داریم؟ از چهره‌های مطرح، تحصیلکرده و کسانی که نگاه متفاوتی به سینما دارند، استفاده نمی‌کنیم و می‌خواهیم همه چیز را از نو بسازیم. به نظر من کسانی که می‌خواهند به تازگی فیلم مستند بسازند و استعداد دارند، باید در کنار پیشکسوتان این عرصه کار کنند. امیدوارم نظام تولید، سرمایه‌گذاری و پشتیبانی در سینمای مستند ما به گونه حرکت کند که فیلم‌های کاملی هم در عرصه ملی هم در سطح بین‌المللی داشته باشیم.

 

ارسال نظر