تماس با ما درباره ما
کد خبر: 1214

رضا رویگری: دلمان خون است/ حتی تلفن نمی‌زنند که زنده‌ای یا نه!

سینماآنلاین: بازیگر نقش کیان در سریال ماندگار «مختارنامه» گفت:از توجه نگویید که دلمان خون است. من ۵۷ سال است که فعالیت می‌کنم و کارهای ارزشی چون سرود ایران ایران و «مختارنامه» و غیره را انجام داده‌ام اما حتی تلفن نمی‌زنند که زنده‌ای یا نه! از پیشکسوت‌ها چه بگویم همه درگیر روزمرگی هستند.

درد دل‌های بازیگر خاطره‌ساز «مختارنامه» در گفت‌وگو با سینما آنلاین

سینماآنلاین_پرستو خلعتبری:این روزها تلویزیون چیزی در چنته ندارد و سال‌هاست که ماه محرم را با دست خالی آغاز می‌کند. مدت‌هاست که دیگر سریالی در قد و قواره «مختارنامه» ندیده‌ایم. سریالی که همه‌چیز داشت و از محتوا تا ساخت در حدی بود که مردم بازپخش چندین باره آن را نیز را با اشتیاق دنبال کنند. پای صحبت رضا رویگری بازیگر نقش «کیان» نشستیم و او از وضعیت این روزهای خود و اینکه چرا دیگر شاهد ساخت سریال‌های الف نیستیم، گفت که در ادامه می‌خوانید.

«مختارنامه» از اول تا آخر خاطره بود

رضا رویگری از بازپخش سریال «مختارنامه» و اینکه چرا دیگر سریال‌های مشابه ساخته نمی‌شوند؟، گفت: این روزها سریال تاریخی ساخته نمی‌شود چون هزینه سریال‌هایی مانند «مختارنامه» بسیار زیاد است. بخش خصوصی هم اصلا به این سمت نمی‌آید که سریالی مثل «مختارنامه» را تولید کند. خیلی از مردم هنوز هم زمانی که «مختارنامه» پخش می‌شود، نگاه می‌کنند. این سریال تماما از روز اول تا آخر برای من خاطره بود. درست است که مشکلاتی داشت؛ در حین بازی نیزه و شمشیر کمی به ما برخورد می‌کرد و زخم می‌شدیم اما مردم نظرات مثبتی داشتند و خستگی از تن ما در می‌رفت. خودم هم هنوز زمانی که سریال را می‌بینم لذت می‌برم. کار آقای میرباقری چون عمق دارد، هرچند بار که تماشا کنی به چیزهای جدید پی می‌بری.

دلمان خون است

او در پاسخ به این سوال که مسئولین این روزها چقدر به پیشکسوتان توجه دارند، عنوان کرد: از توجه نگویید که دلمان خون است. من ۵۷ سال است که فعالیت می‌کنم و کارهای ارزشی چون سرود ایران ایران و «مختارنامه» و غیره را انجام داده‌ام اما حتی تلفن نمی‌زنند که زنده‌ای یا نه! از پیشکسوت‌ها چه بگویم همه درگیر روزمرگی هستند. کار که نیست و کارهایی هم که پیشنهاد می‌شوند قابل ارزش نیستند که برای آن‌ها وقت بگذارم. بیشتر پیشکسوتان در خانه مانده‌اند و حیف است چون برای هر کدام از ما هزینه‌هایی صرف شده است؛ مانند خلبانی که سالیان سال آموزش می‌بیند تا به پختگی برسد، پیشکسوتان هنر هم اینگونه‌اند و حیف است که کار نکنند. جایی نیست که بروم و مردم نگویند چرا کار نمی‌کنی یا ما کارهای تو را دوست داریم. نمی‌توان همه چیز را برای مردم توضیح داد.

 

هر هنرمندی که کار نمی‌کند خواسته خودش نیست

 

بازیگر «مختارنامه» در پاسخ به این سوال که جای چه نقشی را در کارنامه کاری خود خالی می‌بیند، بیان کرد: بازیگر دوست دارد هر پرسوناژ جذابی که در دنیا و جامعه است را تجربه و بازی کند. اما چه بشود تا نقشی مانند «مختارنامه» نسیب بازیگر بشود. هیچ کارگردانی دوست ندارد کار نکند، سال‌ها زحمت کشیده که به اینجا رسیده است. اگر کار نمی‌کند خواسته خودش نیست. هر هنرمندی که کار نمی‌کند خواسته خودش نیست بلکه شرایط و روزمرگی‌ها او را کنار گذاشته است. وگرنه همه دوست دارند کار بکنند و حاصل کارشان را به نمایش بگذارند.

رویگری اظهار داشت: خودم را نمی‌گویم اما هنرمندان بسیاری هستند که فراموش شده‌اند. فردوس کاویانی امروز کجاست؟! کاویانی یک انسان خوب و بازیگری تحصیل کرده در رشته خودش است. سال‌هاست که خودم هیچ خبری از او ندارم، این‌ها حیف هستند. هنرمندان بسیاری هستند که واقعا باید آن‌ها را دریابند. خاصیت سینما این است که بی‌رحم باشد. تا زمانی که سرحالی همه تو را می‌خواهند اما همین که دور می‌شوی کسی خبری نمی‌گیرد و خبر هم باشد خبر خوشی نیست. یک سالی من را بیمه کردند، امسال پرسیدم چرا بیمه نشدم، گفتند: یادمان رفت! در دوران بیماری که اصلا بیمه نبودم و خودم مخارجم را دادم. من باید زنگ بزنم بگویم یاد من کنید؟! زمانی که مردم عادی من را می‌بینند و از حالم می‌پرسند یعنی از وضعیتم خبر دارند اما چطور دست‌اندرکاران نمی‌دانند که امثال من کجا هستیم و چه می‌کنیم؟!

از کسی توقعی ندارم

او ادامه داد: هنرمند آدم احساسی است شاید با یک حالت چطور است، احوالش از این رو به آن رو شود. سینما در عین حال که جذاب و کاری فرهنگی و هنری است اما بی‌رحم است. من واقعا از کسی توقعی ندارم. انشالله کسی بیمار نشود اما بیماری می‌تواند برای هرکسی اتفاق بیافتد خوب است که آدم فکر کند فردایی هم هست. من در یک شب سلامتی‌ام و صدایم را از دست دادم، آدم از فردای خود خبر ندارد. اما دم مردم عادی گرم که هوای آدم را دارند.

رضا رویگری در پایان عنوان کرد: اگر مردم حالشان خوب است من هم خوبم. از خدا سلامتی می‌خواهم که بتوانم روی پای خودم باشم، کار کنم و زندگی‌ام را بچرخانم. از مسئولین هم وفای بیشتر می‌خواهم. تمام عشق ما این است که کار کنیم و با کارمان زنده‌ایم. هنرمند دوبار می‌میرد یکی به مرگ طبیعی و یکی زمانی که دیگر کار نمی‌کند.

 

ارسال نظر