تماس با ما درباره ما
کد خبر: 1054

سینمای متفکر ایران در سوگ

سینماآنلاین: خسرو سینایی کارگردان فیلم سینمایی «عروس آتش» که به کرونا مبتلا شده بود، درگذشت.

«خسرو سینایی» درگذشت

به گزارش سینماآنلاین به نقل از ایرنا، فرح اصولی همسر خسرو سینایی خبر درگذشت همسر خود را تایید کرد و گفت که عصر امروز ۱۱ مرداد ماه کارگردان «عروس آتش» در بیمارستان از دنیا رفت.

سینایی حدود یک ماه قبل برای یک عمل جراحی در بیمارستان بستری بود و بعد از مدتی مرخص اما به علت عفونت ریه و مبتلا شدن به کرونا دوباره در بیمارستان امیر علم بستری شد.

این کارگردان و مستندساز سینمای ایران فیلم‌های متعددی را ساخته که یکی از مشهورترین آن‌ها عروس آتش بود که جایزه بهترین فیلمنامه را در هجدهمین جشنواره فیلم فجر دریافت کرد.

 کسب سیمرغ بلورین در هجدهمین دوره جشنواره فیلم فجر، برای فیلم عروس آتش و لوح زرین بهترین کارگردانی در دومین دوره جشنواره فیلم فجر، برای فیلم هیولای درون از جمله جوایز این هنرمند است.

سینایی در سال ۱۳۸۷ موفق به دریافت نشان ویژه کشور لهستان از سوی رئیس‌جمهور این کشور شد. او این نشان را به خاطر ساخت فیلم مستند مرثیه گمشده که روایت‌گر مهاجرت هزاران لهستانی به ایران در سال‌های ۱۹۴۱ و ۱۹۴۲ است، دریافت کرد.

خسرو سینایی متولد دی ماه سال ۱۳۱۹ در ساری بود. دوره مقدماتی تحصیل را در شهرستان خود طی کرد و سپس برای ادامه تحصیل راهی اروپا شد. او در کشور اتریش به آکادمی موسیقی و هنرهای نمایشی وین پیوست و در رشته کارگردانی و فیلمنامه نویسی دانش آموخته شد. او که علاقه زیادی به موسیقی و هنرهای تجسمی داشت، در سال‌های تحصیل و حضور خود در وین ضمن مطالعه و بررسی هنرمندان سرشناس اروپایی از کنسرواتوار وین در رشته تئوری موسیقی دانش آموخته می‌شود.

سینایی پس از بازگشت به ایران در سال 1346 به استخدام وزارت فرهنگ وهنر در می آید و به عنوان کارشناس سینما در زمینه تولید فیلم فعالیت می کند و تا سال 1351 همکاری خود را با این وزارتخانه ادامه می دهد. طی این سال ها او به ساخت فیلم مستند دست می زند.  مثل آوایی که عتیقه می شود، شرح حال، آن سوی هیاهو،  سردی آهن و حاج مصور الملکی فیلم هایی هستند که وی طی این سال‌ها می‌سازد. او از ابتدا علاقه خاصی نسبت به مردم، هنرمندان و سنت‌های بومی و اصیل داشته است و چون همواره فیلمنامه‌هایش را خود به نگارش در می‌آورد، در کارگردانی و به تصویر کشیدن جنبه های مختلف آثارش مهارت خاصی از خود نشان می‌داد.

نخستین فیلمی که سینایی تولید می‌کند،  " آوایی‌ که عتیقه می‌شود " نام دارد. این فیلم زندگی پیرمردی لحاف دوز را روایت می کند که در گوشه ای از یک محله مغازه دارد و مشتری چندانی به او مراجعه نمی کند. این فیلم نوع زندگی و رفتار پیرمرد با اطرافیان و اهالی محل را نشان می دهد و دشواری هایی که او در کار خود تحمل می کند تا یک محصول را به مشتری خود برساند. این فیلم در سال‌هایی تولید می‌شود که سازندگان فیلم های داستانی در پی ایجاد هیجان کاذب و جاذبه های بصری غیر اخلاقی هستند و فیلمسازان مستند نیز بیشتر به صنعت توجه نشان می دهند.

فیلم " حاج مصور الملکی " نیز داستان زندگی یک استاد نقاشی در زمینه مینیاتور است که سینایی به بهانه ساخت این فیلم به زندگی هنرمندان عرصه تجسمی و مسایل و مشکلات مختلفی که با آن دست به گریبان هستند را به تصویر می کشد. این فیلمساز با ساخت فیلم " سردی آهن " به شرح فعالیت و زندگی یک وزنه بردار می پردازد و دشواری هایی که این ورزشکار تحمل می کند تا بتواند به شرایط آمادگی و مسابقه برسد.

سینایی با تشکیل سازمان رادیو و تلویزیون ملی، در سال 1352 به تلویزیون می پیوندد و عرصه فیلمسازی را در این رسانه دنبال می کند. دو فیلم " حسین یاوری" و " مرثیه گمشده " حاصل فعالیت سینایی در تلویزیون است. فیلم مستند " حسین یاوری " شرح زندگی یک استاد نوازنده نی است. این هنرمند که در نواختن نی چیره دست و ماهر است و آثار موسیقایی قابل توجهی از خود به جای گذاشته است، زندگی سرد و تنها دارد.

زنده‌یاد خسرو سینایی فعالیت خود در زمینه ساخت فیلم بلند سینمایی و مستند را با پیروزی انقلاب اسلامی آغاز می کند.  زنده باد ... در سال 1358، هیولای درون به سال 1362، مرثیه گمشده در سال 1362، یار در خانه به سال 1366، در کوچه های عشق در سال 1369، کوچه پاییز در سال 1376، عروس آتش در سال 1378 و گفتگو با سایه ها  در سال 1384 آثاری هستند که این هنرمند طی چند سال اخیر از ابتدای پیروزی انقلاب اقدام به تولید آنها کرده است.

فیلم سینمایی " زنده باد... "  نخستین ساخته سینمایی این هنرمند است که با هزینه شخصی اقدام به تولید این فیلم می کند و علاوه بر کارگردانی نویسندگی و تدوین آن را خود انجام می دهد. داستان این فیلم درباره یک مهندس به نام محمود است که در اوج تظاهرات و مبارزه علیه رژیم طاغوت، نسبت به این وقایع بی اعتنایی می کند. اما روزی که برای خرید از منزل خارج می شود، در بازگشت با یکی از سازمان دهندگان تظاهرات مردمی مواجه می شود که برای فرار از دست ماموران شاه به خانه او پناه آورده است.  ابتدا محمود از این جوان می خواهد که خانه اش را ترک کند، اما در مدت کوتاهی تحت تاثیر رفتار این جوان قرار می گیرد. وقتی جوان به خواست خود خانه را ترک می کند، مورد اصابت گلوله ارتشی ها قرار می گیرد و به زمین می افتد. محمود هم به طرفداری او از خانه بیرون می آید که با گلوله ماموران جانش را از دست می دهد. در این فیلم ثریا قاسمی، مهدی هاشمی، غلامرضا طباطبایی، اسماعیل محمدی و رقیه چهره آزاد بازیگران اصلی بودند که البته این فیلم در کوران انقلاب و تعطیلی سینماها اکران چندان مناسبی نداشت.

سینایی در سال 1362 فیلم مستند - سینمایی " مرثیه گمشده " را با سرمایه گذاری تلویزیون کارگردانی می کند. در این فیلم هم نگارش متن و آهنگسازی را خود بر عهده دارد.  این فیلم زندگی حدود چهار صد هزار آواره لهستانی را به تصویر می کشد که در زمان جنگ جهانی دوم و بین سال های 1941 و 1942 و به خاطر حمله و کشتار آلمانی ها از طریق سیبری به کنار دریای خزر در شوروی سابق می آیند و به دلیل شرایط نامناسب اقتصادی که بر آن کشور حاکم بوده است از طریق دریای خزر خود را به بندر انزلی می رسانند که  چند سالی را در شهرهای مختلف ایران از جمله اصفهان و یزد و تهران زندگی می کنند و سپس گروهی از آنها پس از پایان جنگ به کشور خود باز می گردند.

 سینایی در سال 1369 پنجمین ساخته سینمایی خود با عنوان " در کوچه های عشق " را می سازد که این فیلم مورد توجه مخاطبان و جشنواره هایی جهانی قرار می گیرد. داستان این فیلم درباره جوان جنگ زده آبادانی است که پس از پایان جنگ همراه با خانواده به شهر خود باز می گردد تا به بازسازی خانه خود بپردازند. اما جوان در زمانی که وارد شهر می شوند و ویرانی های گسترده را می بیند برای بازگشت و استقرار کامل خود دچار تردید می شود. او به کوچه و خیابان می رود تا خاطرات دوران کودکی اش را زنده کند. اما پس از مدتی که مشکلات جنگ زده ها در شهرهای مختلف را به خاطر می آورد و کودکان دیروز را در قالب جوانان امروز می بیند، با ایجاد تحول درونی به پدرش برای بازسازی خانه کمک می کند. در این فیلم مهدی احمدی،  یوسف جوکار، بهرام زندی ، محمد ابراهیم جعفری و حمید فرخ نژاد بازیگران اصلی را تشکیل می دهند. فرخ نژاد در این فیلم نخستین گام های خود در عرصه سینمای حرفه ای  را پشت سر می گذارد.

این فیلم که نویسندگی، تهیه کنندگی، کارگردانی، تدوین و آهنگسازی را سینایی انجام داده است در سال 1370 به جشنواره های بین المللی فیلم هند، آنونی،جشنواره فیلم های ایرانی در سینما اتوپیا پاریس، جشنواره فیلم لندن، سینمای نو مونترال، تورنتو، لوکارنو و جشنواره فیلم کن در فرانسه راه می یابد. همچنین در سال 1371 این فیلم به بخش مسابقه جشنواره بین المللی فیلم هنگ کنگ، جشنواره فیلم های ایرانی در کانون ملی فیلم لندن و جشنواره های بین المللی فیلم سیاتل، حقوق بشر نیویورک، پورتلند و ریور تاون راه می یابد.

این فیلم در همین سال برگزیده پنجمین جشنواره فیلم دفاع مقدس می شود. این فیلم بین سال های 1372 تا 1378 در جشنواره های مختلف فیلم حقوق بشر مانیل فیلیپین، کلمبو سریلانکا، فیلم های ایرانی در آدیس آبابا اتیوپی، هنرهای بصری مدیا ویور گیور مجارستان، بوداپست مجارستان، هفته فیلم جمهوری اسلامی ایران در بلگراد یوگسلاوی سابق، ورشو لهستان و اتریش و جشنواره های موسسه فیلم بریتانیا و مدیترانه تتوان مراکش حضور می یابد.

فیلم سینمایی " کوچه پاییز " که 7 سال بعد به وسیله این هنرمند ساخته می شود و نگارش متن، تهیه کنندگی، تدوین و آهنگسازی آن را خود بر عهده می گیرد، یک اثر مستند داستانی به شمار می رود که ادامه فیلم کوتاه مستند " شرح حال " محسوب می شود.  این فیلم شرح شکل گیری و چگونگی تاسیس و گسترش گالری " هنر جدید " است که به وسیله شراره طباطبایی یکی از فعالان عرصه هنرهای تجسمی تاسیس شده است. شراره طباطبایی دختر ژازه طباطبایی است که در فیلم " شرح حال " محور اصلی فیلم سینایی بوده است.

این فیلم در کنار اینکه به معرفی آثار این دو هنرمند می پردازد، نقبی به مسایل و مشکلات موجود فعالان عرصه هنرهای تجسمی در کشور دارد و این مساله را با محور قرار دادن هنرمندان و مخاطبان یک گالری انجام می دهد. این فیلم با برگزاری جشن چهلمین سالروز تاسیس گالری " هنر جدید "  و حضور دهه هنرمند سرشناس کشور به پایان می رسد. در این فیلم ژازه طباطبایی، مهدی احمدی، محمد ابراهیم جعفری و گیزلا وارگا سینایی حضور دارند. این فیلم جایزه ویژه هیات داوران جشنواره بین المللی فیلم رشد در سال 1377 را کسب می کند و در سال 78 و 79 به جشنواره های بین المللی بزرگداشت هنرمند هندوستان، سینه مانیلا فیلیپین و آمستردام هلند راه می یابد.

فیلم سینمایی " عروس آتش " که در سال 1378 به نویسندگی و آهنگسازی خود سینمایی جلوی دوربین می رود، اثری داستانی مبتنی بر تحقیق و مستنداتی از زندگی گروه هایی از مردم جنوب کشور است که قوانین عرفی و قومی حاکم بر تعدادی از ساکنان این سرزمین را به تصویر می کشد. احلام در زادگاه خود نشان کرده فرحان پسرعمویش است. اما این دختر که در شهر در رشته پزشکی تحصیل کرده است، قصد ازدواج با یکی از همکاران جوان خود را دارد که از تهران آمده است. این دختر پس از بازگشت به خانه موضوع را با دایه اش در میان می گذارد و سپس با فرحان در این مورد صحبت می کند. اما هیچ کس حاضر به پذیرفتن حرف او نیست و فرحان که اسیر قوانین سختگیرانه قومی است با آنکه هیچ احساس خاصی نسبت به دختر عمویش ندارد، مجبور به ازدواج با احلام است. حضور دکتر خواستگار احلام شرایط را پیچیده تر می کند. این جوان قصد دزدیدن دختر را دارد که ناموفق می شود. بار دیگر وقتی خودرو حمل احلام را تعقیب می کند در اثر تصادف جانش را از دست می دهد. احلام که از همه جا ناامید شده است تن به ازدواج می دهد. اما فرحان به وسیله خاله کشته می شود و احلام در میان شعله هایی که خود در حجله اش برفروخته است، جان می بازد.  در این فیلم سعید پور صمیمی، حمید فرخ نژاد، سلیمه رنگزن، مهدی احمدی ، غزل صارمی و علی مردانه ایفای نقش می کنند. این فیلم در سال 1378  سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه جشنواره هجدهم فیلم  فجر و در سال  1379 تندیس بهترین فیلمنامه چهارمین جشن خانه سینما را به خود اختصاص می دهد و به عنوان نامزد بهترین کارگردانی و بهترین فیلم به انتخاب انجمن منتقدان و نویسندگان شناخته می شود.

خسرو سینایی با فیلم سینمایی " گفتگو با سایه ها " در بخش میهمان بیست و چهارمین جشنواره بین المللی فیلم فجر حضور داشت. این فیلم یک اثر مستند - داستانی است که به منظور معرفی هر چه بهتر صادق هدایت نویسنده آشنای ایرانی و تحلیل بر آثارش ساخته شده که مهمترین آن "بوف کور" است. در این فیلم مهدی احمدی، داریوش فائزی، بهروز شعیبی و فرشید ابراهیمیان ایفای نقش کردند.
او همچنین در سال 1385 فیلم «مثل یک قصه» را با بازی سلیمه رنگزن,  غلامرضا امیری,  سعد ادهم,  احمد افضلی,  مجتبی اسودیان,  امیر دشتیان به تهیه‌کنندگی سعید سعدی کارگردانی کرد. در خلاصه داستان این فیلم آمده بود: در آغاز تجاوز عراق به ایران، یک افسر مجروح و دو سرباز جوان عراقی راه گم می کنند و در داخل خاک ایران به دنبال سرپناهی می گردند. کلبه ای را می یابند که در آن پیرمردی که خادم یک امامزاده است با همسر و نوه اش زندگی می کنند. پسر پیرمرد به جبهه رفته است. سه عراقی به داخل کلبه می روند. افسر عراقی با پیرمرد میزبان و نوه اش رفتاری بسیار نامتعادل و خشن دارد، اما یکی از سربازهای عراقی معتقد است که جنگ جنگ است اما خارج از میدان جنگ می توان رفتاری انسانی داشت. میان سرباز جوان و نوه نوجوان پیرمرد دوستی ناگفته ای شکل می گیرد...
«جزیره رنگین» آخرین ساخته این کارگردان که به قول خودش یکی از شادترین فیلم‌هایی بود که در طول ۴۸ سال فیلم‌سازی خود ساخت، زمستان ۱۳۹۴ در گروه سینمایی هنروتجربه اکران شد.

ارسال نظر