تماس با ما درباره ما
کد خبر: 1049

تکرار هزارباره قضاوت یکطرفه حسین فرح‌بخش

سینماآنلاین: شنیدن حرف‌های حسین فرح‌بخش و اصرار او بر یکسری فرافکنی از فرط تکرار خسته‌کننده شده و دیگر جای هیچ واکنشی هم باقی نمی‌گذارد.

اگر بهشتی نبود، اسکار می‌گرفتیم؟

به گزارش سینماآنلاین، شنیدن حرف‌های حسین فرح‌بخش و اصرار او بر یکسری فرافکنی از فرط تکرار خسته‌کننده شده و دیگر جای هیچ واکنشی هم باقی نمی‌گذارد. نکته عجیب آنجاست که این بار برنامه‌ای منعکس‌کننده مانیفست آقای فرح‌بخش شده که قرار است برنامه‌ای برای همه سینمای ایران باشد و او در همین برنامه حرف‌هایی به نفع خودش و علیه همه سینمای ایران زده است. بخوانید:

* در چهل سال پس از انقلاب چیزی به اسم سینما نداشته‌ایم ...۹۰ درصد فیلم‌ها دری وری بوده است!!! 

* نظام جمهوری اسلامی  هیچ کدام از هنرپیشه های قبل از انقلاب را کنار نگذاشت و این مدیران سینمایی بودند که آنها را کنار گذاشتند!!!؟!

* فردین ، ناصر ملک مطیعی ،ایرج قادری و ...در آن چهار ، پنج سال اول انقلاب فعالیت داشتند و اینها (انوار و بهشتی) مانع فعالیت آنها شدند!!!  

* آنها نمی‌خواستند که سینما قهرمان داشته باشد برای همین هنرپیشه‌های قبل از انقلاب را حذف کردند 

* از سال ۵۸ تا ۶۲ ، سینما جریان طبیعی‌اش را داشت طی می‌کرد و فیلم‌های خوبی مثل برزخی‌ها و دادشاه!!! تولید شدند اما از سال ۶۲ به بعد تروریست‌های تفکر مثل بهشتی و انوار  بر سینمای ایران حاکم شدند! وسبک سینما را تغییر دادند. 

* آن کس که می گوید سینما دانشگاه است شناختی از سینما ندارد ، سینما فقط سرگرمی است!!

* خیلی از  فیلم‌ها از روی کما ساخته شده است!! و فیلم «هزار پا»، ادای فیلم بیست سال پیش ما را در آورده است!!

* خیلی از فیلم‌های محبوب منتقدان کشک است و دوزار هم قبول نداریم 

*اگر از مردم نظر سنجی شود که ده فیلم جریان ساز بعد از انقلاب را نام ببرید مطمئنا ۵ فیلم از آنها را من ساخته‌ام!!!

 

فیلم‌های فرح‌بخش
این فیلم‌های محصول محمدحسین فرح‌بخش در چهل سال سینمای بعد از انقلاب بوده‌اند:
زن‌ها فرشته‌اند۲، پا تو کفش من نکن، ایکس‌لارج، دشمن زن، خالتور، آس و پاس، آب نبات چوبی، شانس، عشق، تصادف،  مستانه، نازنین، پس کوچه‌های شمرون، رژیم طلایی، زندگی خصوصی، دردسر بزرگ، دختر شاه پریون، سلام بر عشق، آقای هفت رنگ، زن‌ها فرشته‌اند، کلاغ‌پر، مهمان، سوغات فرنگ، شارلاتان، عروس فراری، کما، رز زرد، آواز قو، تکیه بر باد، شب‌های تهران، دوستان، زخمی، عقرب، گروگان، پاک باخته، بهشت پنهان، تحفه هند، نیش، دو روی سکه، قافله، آواز تهران، شانس زندگی، تیغ آفتاب، دستمزد، شب حادثه، غریبه، گمشدگان، مأموریت، گردباد، شب‌شکن، ریشه در خون


فیلم‌های موفق دهه شصت

در دهه شصت، همان دوره‌ای که آقای فرح‌بخش می‌گوید نقش اول ماجرا بوده و مدیران سینمایی در پی حذف مخاطب و قهرمان از سینمای ایران بوده‌اند، فیلم‌های موفق در اکران عمومی بیش از چند فیلم تولید شده توسط او بوده‌اند. نکته جالب این که قافله، آواز تهران، شانس زندگی، تیغ آفتاب، دستمزد، شب ‌حادثه، غریبه، گمشدگان، مأموریت، گردباد، شب‌شکن و ریشه در خون اتفاقا از فیلم‌های خوب این تهیه‌کننده بوده‌اند که در آن دوره ساخته شده اما از عقاب‌ها و بگذار زندگی کنم، تا دزد عروسک‌ها، اجاره‌نشین‌ها و مادر و آپارتمان شماره سیزده و پرواز در شب و ... کلی فیلم متنوع در ژانرهای مختلف در دهه شصت تا نیمه دهه هفتاد به ثبت رسیده که بسیاری از آنها واجد ارزش‌هایی هستند که منتقدان و مردم و داوران جشنواره در آن اتفاق قول دارند و در دهه 60 توسط مدیران مورد نظر آقای فرح‌بخش به امثال عباس کیارستمی، کیانوش عیاری، ابراهیم حاتمی‌کیا، رسول ملاقلی‌پور، مسعود جعفری‌جوزانی، بهروز افخمی، واروژ کریم‌مسیحی، رخشان بنی‌اعتماد، محمدرضا هنرمند، پوران درخشنده، کامبوزیا پرتوی و دیگران بها داده شد. 
به راستی همان نظرسنجی مردم اگر اتفاق بیفتد، آیا «اجاره نشین‌ها»، «مادر»، «از کرخه تا راین»، «عروس» و... جایگاهی ندارند و فقط فیلم‌های این تهیه‌کننده جایگاه دارد؟

اگر بلیت‌فروشی تنها نشانه ارزیابی عیار فیلم و سینما (با نگرش سرگرم‌سازی) باشد، رجوع به سالنامه آماری فروش فیلم و سینمای ایران در دهه‌های مختلف می‌تواند تأیید کند که سخنان آقای فرح‌بخش چقدر درست است و او به عنوان یک مرد با تجربه سینما، چقدر احساساتی و یکطرفه قضاوت کرده است.

توهین به منتقدان یا فرار رو به جلو؟
حسین فرح‌بخش بارها گفته است که برای منتقد ‌جماعت ارزش قائل نیست و نمی‌داند منتقد را می‌خورند یا می‌پوشند. این بار هم با ادبیات خاص خود گفته است:  خیلی از فیلم‌های محبوب منتقدان کشک است و دوزار هم قبول نداریم. این یک نقطه ضعف بزرگ این تهیه کننده مجرب است که چون کارهایش مورد پسند منتقدان و نویسندگان سینمایی نیستند، او در یک فرار رو به جلو، منتقدان را زیر سئوال می‌برد و به شدت به آنها حمله می‌کند که این واقعا جای افسوس دارد. 
نکته جالب آن که منتقدان زمان ساخته شدن فیلم آواز قو (سعید اسدی) به تهیه‌کنندگی او، به شدت پشت فیلم آمدند و از این که از دفتر این تهیه‌کننده یک فیلم متفاوت و موفق بیرون آمده ابراز خوشحالی کردند. منتقدان سینمای ایران، برای ساخته شدن فیلم‌هایی چون دستمزد، آواز تهران، بهشت پنهان، گمشدگان، شب حادثه به این اندازه که از فیلم‌های اخیر او انتقاد می‌کنند، انتقاد نکرده‌اند. 
کاش آقای فرح‌بخش به این نکته توجه کند که سرگرم‌سازی هم عیارهای مختلفی دارد. همین مردم از دیدن فیلم‌های ارزشمند «مادر»، «دلشدگان»، «آژانس شیشه‌ای»، «اجاره‌نشین‌ها»، «لیلا»، «کاغذ بی‌خط»، «اعتراض»، «بودن یا نبودن»، «هنرپیشه»، «روسری آبی» و... لذت برده‌اند. «پسند مخاطب» سطوح مختلفی دارد. می‌شود سطح پایین ذائقه مخاطب را نشانه گرفت و می‌شود به او کمی بیشتر احترام گذاشت.  

اگر بهشتی مدیر این سینما نبود...
مخاطب سینمای ایران همانقدر که به «تاراج» و «عقاب‌ها» نیاز داشت، به «درباره الی»، «جدایی نادر از سیمین» و «فروشنده» هم نیاز دارد. و یک سئوال؛ آیا اگر سینما، به مدل دلخواه آقای فرح‌بخش اداره می‌شد، ما به روزی می‌رسیدیم که سینمای ایران از مدل کیارستمی و پوراحمد و پناهی و جلیلی به مدل مجیدی و میرکریمی و فرهادی و روستایی و آبیار و توکلی و نوابغ نسل نوی فیلمسازی برسد؟ آیا اگر قرار بود مدیریت سینمای ایران هدایت و حمایت نکند و همه تصمیمات را سالن‌داران و تهیه‌کنندگان سینمایی بگیرند، سینمای ما امروز اینهمه جایزه ریز و درشت خارجی و دو اسکار را در گنجینه خود می‌دید؟

حرف‌های آقای فرح‌بخش در دفاع از مدل خودش در سینمای مردم‌پسند، قابل احترام است اما کاش این تهیه‌کننده خوشنام بخش خصوصی، بداند که به اندازه فیلمسازان و تهیه‌کنندگان سینما، مخاطبان سینما هم از نظر سلیقه و تفکر متنوع هستند و نمی‌شود برای همه آنها یک نسخه واحد را تجویز کرد ضمن آن که حمله به مدیران سینمایی دهه شصت به‌خاطر کدورت‌های شخصی، برای آنها که چیزی از تاریخ سینمای ایران نمی‌دانند و ممکن است تحت‌تأثیر روایت‌های شخصی از سینما قرار بگیرند، کارکرد دارد و بس. 


نیکو بستانی

ارسال نظر